مقالات و تحقیق آماده

ارائه محصولات فایلی و دانلودی برای شما عزیزان

مقالات و تحقیق آماده

ارائه محصولات فایلی و دانلودی برای شما عزیزان

دانلود کتابچه گزیده ای از داستانهای عارفانه

کتابچه-گزیده-ای-از-داستانهای-عارفانه
کتابچه گزیده ای از داستانهای عارفانه
فرمت فایل دانلودی: .pdf
فرمت فایل اصلی: pdf
تعداد صفحات: 41
حجم فایل: 22049 کیلوبایت
قیمت: 35000 تومان

توضیحات:
کتابچه گزیده ای از داستانهای عارفانه، در قالب فایل pdf.

این کتاب شامل چندین داستان کوتاه و عارفانه و عاشقانه ای است که از نویسنده عرفان نظر آهاری گردآوری شده است.

این داستان های کوتاه عبارتند از:
۱. میراث پدر علیه السلام
۲. خدایم لا به لای طوفان بود
۳. آن بت ابراهیم می خواست
۴. پیامبری و درختی و شهیدی
۵. و دقیانوسی که منم
۶. من هشتمینِ آن هفت نفرم
۷. این منم ضحاک مار دوش
۸. اسمش اسکندر نبود
۹. دنیا بیستون است، اما فرهاد ندارد
۱۰. آرش و کمان عشق
۱۱. زلیخا، برگرد!
۱۲. شاید او رابعه بود

بخشی از متن فایل:
در خبر است که حق – جلّ جلاله – سه نام از نام های خود به ابراهیم فرستاد: یکی از آن «آه» بود که بر دوام ابراهیم می گفتی: آه.
اگر تندرستان و اهل سلامت را نود و نُه نام بباید اهل بلا را یک نام بباید. نود و نُه نام همه از زبان برآید اما آه از میان جان برآید، زبان و کام را به آه، راه نیست.

«روح الارواح فی شرح اسماء الملک الفتاح، نوشته احمدبن منصور سمعانی»


صد آه برآورم ز آیینه ی دل
آیینه ی دل ز آه روشن گردد

«مولانا»

دانلود فایل
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.

دانلود سایر پروژه

دانلود کتاب "فراموشم نکن"

کتاب-
کتاب "فراموشم نکن"
فرمت فایل دانلودی: .pdf
فرمت فایل اصلی: pdf
تعداد صفحات: 106
حجم فایل: 4036 کیلوبایت
قیمت: 30000 تومان

توضیحات:
کتاب داستانی "فراموشم نکن"، در 106 صفحه.

این داستان در مورد دختری به نام نازنین است که دوست دارد تک فرزند باشد. این دختر پانزده ساله به همراه دوستش نفرتیتی که یک سال از او بزرگ تر است ماجراهایی ترسناک را تجربه می کنند تا برادر نازنین، آرمین را از خطر فراموش شدن نجات دهند.

در بخشی از داستان می خوانیم:
« ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﻪ اﺗﺎﻗﻢ فرار و و در را پشت ﺳﺮم ﻗﻔﻞ ﻛﺮدم. از ﺗﺮس ﺑﻪ ﺧﻮدم ﻣﻲ ﻟﺮزﻳﺪم. اﻳﻦ ها ﻛﻲ هستند ﻛﻪ درون ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎن ﺑﻮدﻧﺪ؟ ﻣﻲ ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﭘﻠﻴﺲ ﺗﻠﻔﻦ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺻﺪای ﻋﺠﻴﺒﻲ از ﻛﻮﻟﺮ آﻣﺪ. ﭼﻬﺎر ﭘﺎﻳﻪ ای زﻳﺮ ﻛﻮﻟﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻢ ﺗﺎ آن ﺻﺪا را ﺑﻬﺘﺮ بشنوم. ﺻﺪای آرﻣﻴﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ داﺷﺖ ﺑﺎ ﺗﺮس ﻣﻲ ﮔﻔﺖ:« ﻓﺮاﻣﻮﺷﻢ ﻧﻜﻦ... .» ﻧﺎﮔﻬﺎن آﺑﺸﺎر ﺧﻮن از ﻛﻮﻟﺮ ﺳﺮا زﻳﺮ ﺷﺪ و ﻣﻦ را ﺑﻪ زﻣﻴﻦ ﭘﺮت ﻛﺮد.

دانلود فایل
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.

دانلود سایر پروژه